آیا تا به حال عاشق شده اید؟

آیا تا به حال عاشق شده اید؟

هنگامی که خداوند انسان را اندازه می گیرد، متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش.. نورمن وینسنت پیل…. عشق صبور است، عشق مهربان است. هرگز حسادت نمی کند، هرگز به خود نمی بالد، مغرور نیست. گستاخ نیست و خودخواه نیست، به سادگی خشمگین نمی شود، خطاهای دیگران را به خاطر نمی سپارد. عشق از همدمی با شیطان لذت نمی برد بلکه دوست دار حقیقت است. همواره حافظ است، همواره به دیگران اعتماد دارد، همواره امیدوار است و همواره پاینده است. عشق هرگز شکست نمی خورد. براستی آیا تا به حال عاشق شده اید؟! به نظر شما عشق چیست؟! فرق بین عشق

عشق

عشق

حقیقی و مجازی چیست؟! میگن انسانی که عاشق نباشه بیماره! نظر شما در این مورد چیست؟! تفاو تهای فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای همگانی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریباً ناممکن ساخته است.

انسانها در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به خداوند، عشق به یک عقیده، عشق به یک قانون یا مؤسسه، عشق به جسم، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن ، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر در نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه
دوست داشتن  متفاوتی را بروز می دهند.

عشق لذّتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاق های لطیف و یا جاذب های شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزه هایی غیرقابل تصور ظهور کند.

در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد می تواند شکلی تند، سخت و غیرعادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میباشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلح و دوستی و انسانیت در تطابق است. عشق نوعی احساس عمیق و عاطفه در مورد دیگران یا
جذابیت بی انتها برای دیگران است. در واقع عشق را میتوان یک احساس ژرف و غیرقابل توصیف انسانی دانست که فرد آن را در یک رابطه دوطرفه با دیگری تقسیم میکند. با این وجود کلمه «عشق » در شرایط مختلف معانی مختلفی را بازگو می کند: علاوه  بر عشق رمانتیک که آمیخته ای از احساسات و میل جنسی است، انواع دیگر عشق مانند عشق عرفانی و عشق افلاطونی، عشق مذهبی، عشق به خانواده را نیز میتوان متصور شد، درواقع این کلمه را میتوان در مورد علاقه به هر چیز دوست داشتنی و فرح بخش، مانند فعالیت های مختلف و انواع غذا به کار برد.

واژه ی عشق :

واژه عشق از عشقه گرفته شده و آن گیاهی است به نام لبلاب ، چون بر درختی پیچد آن را بخشکاند. عشق صوری درخت جسم صاحبش را، خُشک و زرد رو می کند، اما عشق معنوی بیخ درخت هستی اعتباری عاشق را خشک سازد و او را از خود بمیراند. عشق در لغت افراط در دوست داشتن و محبت تام معنی کرده اند.

در زبان فارسی به کسی که دارای احساس عشق نسبت به کسی دیگر است، دلداده و به کسی که مورداحساس عشق طرف دیگر است؛ دلبر یا دلربا می گویند. واژه عشق در ادبیات فارسی به ویژه ادبیات غنایی، پایگاه و اهمیتی ویژه و والا دارد و بسیاری از شاعران پارسی، درباره عشق و عاشقی، وصف معشوق و سختی های عاشقی، اشعاری با ارزش ادبی والا دارند. همچنین گاهی اوقات، این کلمه درباره عشق انسان به خدا نیز آمده است که در مقوله عرفان و مذهب می گنجد.

عشق به معنی باختن، دو تا را یکی کردن، عشق یعنی زن را فهمیدن مرد را فهمیدن، عذاب کشیدن، عاشق شدن، شاعرشدن، کامل شدن، یا ناقص شدن، عشق یعنی بی صبر شدن، شاد شدن، غمگین شدن و….
عشق را انسان تایید نمی کند، بلکه عشق انسان را تایید می کند و به چاه خودش می اندازد. عشق بیشتر از تنفر شروع می شود و به عشق تبدیل می شود. انسان بخاطر عشق حتی مرگ را هم تحمل می کند. عشق نیازمند بحث های طولانی و دقیق است، اما جنبه های گوناگون آن را می توان از راه بررسی چیزهایی که «عشق » یا عاشقانه «نیستند » تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت وشکل بسیار قوی «دوست داشتن »( معمولاً درنقطه مقابل تنفر )یا بی احساسی محض قرار می گیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد و دیگر افراد را توصیف کند که در آن زمزمه های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می گیرد؛ با وجود آنکه در برخی از تعریف ها «عشق » بر وجود رابطه دوستانه  بین دو نفر در بافت های خاص تأکید دارد.

عشق در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولاً نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این
عشق محدود به خود نمی شود (مفهوم خودشیفتگی). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده ای وجود عشق را نفی می کنند. عده ای هم آن را یک مفهوم انتزاعی جدید می دانند و تاریخ «ورود » این واژه به زبان انسان ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. عده دیگری هم می گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی صرف نیست، اما نمی توان آن را تعریف کرد و در واقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روا نشناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی » یا «حب نفس » به دیگران
است. عدها ی هم سعی دارند عشق را از طریق جلو ه های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند.

مولانا در مورد عشق می گوید:
هرچه گویم عشق را شرح و بیان/ چون به عشق آیم
خجل باشم از آن
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت / شرح عشق
و عاشقی را عشق گفت

مجله اینترنتی چی گه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *