الگوریتم رقابت استعماری. دو

الگوریتم رقابت استعماری. دو

استراتژی بهینه سازی مبتنی بر تکامل سیاسی اجتماعی

در اين فصل ، الگوريتم مطرح شده براي  بهينه سازي، كه از مدل سازي رياضي رقابت هاي امپرياليستي الهام گرفته شده است ، معرفي شده و اجزاي مختلف آن توضيح داده مي شود. با داشتن تابع f ( )x ، در بهينه سازي  مي خواهيم آرگومان x را به  گونه اي بيابيم كه هزينه متناظر آن، بهينه باشد (معمولاً كمينه).

در اين بخش ،  الگوريتم جديدي براي جستجوي عام معرفي  مي شود كه از رقابت هاي استعماري الهام گرفته شده است. بطور خلاصه ، اين الگوريتم ، از چندين كشور در حالت اوليه شروع  مي شود. كشور ها در حقيقت جواب هاي ممكن مساله هستند و معادل كروموزوم در الگوريتم ژنتيك و ذره در  بهينه سازي گروه ذرات هستند. همه ي كشورها، به دو دسته تقسيم  مي شوند: امپرياليست و مستعمره. كشورهاي استعمارگر با اعمال سياست جذب ( همگون سازي) در راستاي محورهاي مختلف  بهينه سازي، كشورهاي مستعمره را به سمت خود  مي کشند . رقابت امپرياليستي در كنار سياست همگون سازي، هسته ي اصلي اين الگوريتم را تشكيل  مي دهد و باعث  مي شود كه كشورها به سمت مينيمم مطلق تابع حركت كنند. در اين بخش ،  به استعمار به عنوان جزئي لاينفك از سير تكامل تاريخي انسان نگريسته شده و از چگونگي اثرگذاري آن بر كشورهاي استعمارگر و مستعمره و نيز كل تاريخ ، به عنوان منبع الهام يك الگوريتم كارا و نو در زمينه محاسبات تكاملي استفاده شده است. اين فصل، چگونگي مدل سازي رقابت امپرياليستي، و نيز چگونگي پياده سازي الگوريتم را توضيح مي دهد. ابتدا در بخش دوم ، يك مرور خلاصه بر جوانب مختلف تاريخي و بعضي از پديده هاي تاريخي مربوط به استعمار و تاثير آن بر تكامل اجتماعي سياسي انسان ارائه مي شود. در بخش سوم اين فصل، الگوريتم معرفي شده، ارائه شده و بخش هاي مختلف آن مورد بررسي قرار مي گيرند. در بخش چهارم نيز كارايي الگوريتم بر روي چند تابع هزينه استاندارد آزموده مي شود. در نهايت نيز بخش پنجم، نتيجه گيري بحث را ارائه مي كند.

مروري تاريخي بر پديده استعمار 

امپرياليزم ، در لغت به سياست توسعه قدرت و نفوذ يك كشور در حوزه خارج از قلمرو شناخته شده براي آن، اطلاق مي شود. يك كشور مي تواند كشور ديگر را به طور قانون گذاري مستقيم و يا از طريق روش هاي غير مستقيم، مثل كنترل كالاها و مواد خام، كنترل كند. مورد اخير اغلب استعمار نو خوانده مي شود . استعمار يك پديده ذاتي در تاريخ بوده است .  استعمار در مراحل ابتدايي، به صورت نفوذ سياسي  ـ نظامي در كشورها و به صورت صرف استفاده از منابع زميني، انساني و سياسي بوده است. بعضي مواقع نيز استعمار ، به صرف جلوگيري از نفوذ كشور استعمارگر رقيب انجام  مي شد. به هر حال كشورهاي استعمارگر رقابت شديدي را براي به استعمار كشيدن مستعمرات همديگر نشان  ميدادند. اين رقابت به نوبه خود باعث رشد و توسعه كشورهاي استعمارگر از لحاظ سياسي، نظامي و اقتصادي گرديد. زيرا كشورها براي داشتن امكان رقابت، مجبور به توسعه بودند.

در  حالت هاي قديمي تر، استعمارگران با بهره گيري از منابع زميني، انساني و غيره كشور مستعمره ، فقط در صدد افزايش قدرت خود بودند و اينكه آيا مستعمرات پيشرفت مي كنند يا نه مهم نبود. اما بعدها با افزايش ارتباط ميان ملل و رشد انساني، استعمارگران براي ادامه نفوذ خود، به نوعي از اقبال عمومي (حمايت مردمي) نيز احتياج پيدا كردند. بدين ترتيب كشورهاي استعمارگر شروع به ايجاد عمران و آبادي (هر چند ظاهري) در مستعمراتشان نمودند. بدين ترتيب، مستعمرات ، شاهد پيشرفت در  زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي و انساني شدند كه عامل اين پيشرفت به اجبار، كشور استعمارگر بود. دليل نامگذاري اين فرايند با نام “استعمار” كه ريشه در كلمه عمران و آبادي دارد، نيز، همين مساله مي باشد.  البته دريافت اقبال عمومي تنها دليل ايجاد عمران توسط استعمارگران در مستعمرات نبود. يك دليل ديگر ايجاد سلطه فرهنگي بر مستعمرات در راستاي اجراي سياست  همگون سازي بود. به عنوان مثال كشورهايي نظير فرانسه و انگليس به ايجاد مدارس انگليسي زبان و فرانسوي زبان در مستعمرات خود پرداختند. اين اقدام به دلايل مختلفي صورت  مي گرفت كه در راس اين دلايل افزايش نفوذ فرهنگي در مستعمرات بوده است. نا گفته نماند كه فرايند استعمار (حد اقل بعد فرهنگي آن) با همه تبعات منفي آن در بعضي از كشورهاي امپرياليست به چشم يك جهاد فكري براي نجات بشر نيز نگريسته مي شد. اشعاري وجود دارند كه به مدح و ستايش جوانان انگليسي  مي پردازند كه با هدف آموزش راهي كشورهاي مستعمره  شده اند و در آن ها از اين جوانان به عنوان قهرمانان ملي در جبهه نجات بشري ياد مي شود .

امپرياليزم، نگرش عمومي نسبت به تمدن غرب را تغيير داد.  داروينيست هاي اجتماعي، امپرياليزم را تفسير كرده و اين ايده كه فرهنگ غرب، نسبت به فرهنگ شرق، برتر است؛ را تقويت كردند . در آفريقا تنها آن هايي كه بعضي از استانداردهاي فرهنگي غرب را داشتند، داراي بخشي از حقوق اجتماعي خود بودند. پرتقالي ها اين مردم را جذب شده و فراسوي ها بطور توهين آميزي آن ها را تكامل يافتهمي ناميدند.

به هرحال مستقل از اثرات و تبعات مثبت و منفي آن، استعمار به عنوان يك فرايند ذاتي در تاريخ بشر ايجاد شد، و در عين وارد كردن خسارتهاي جبران ناپذير به  زيربنا هاي اساسي يك كشور (خصوصاً زيربناهاي فرهنگي) در بعضي موارد اثرات مثبتي را نيز براي كشورها مستعمره داشت. از ديد بهينه سازي، استعمار بعضي از كشورها را كه در يك دره معمولي تمدن قرار داشتند، خارج كرده و آنها را به يك حوزه مينيمم ديگر برد كه در بعضي موارد وضعيت اين حوزه مينيمم بهتر از موقعيت قبلي كشور مستعمره بود. اما به هر حال اين حركت مستلزم پيشروي مستعمره در راستاي محورهاي مختلف اقتصادي و فرهنگي به سمت يك امپرياليست قوي تر بود، يعني از ميان رفتن بعضي از ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي. شكل زیر  اين وضعيت را به خوبي نشان  ميدهد. در اين شكل، مستعمره در نتيجه سياست  همگون سازي از يك ناحيه مينيمم خارج شده و وارد يك ناحيه مينيمم ديگر مي شود كه در آن وضعيت بهتري را دارا مي باشد. به هر حال هزينه اي كه بابت اين حركت پرداخت شده است، نزديكي به كشور استعمار گر در راستاي محورهاي مختلف اقتصادي، سياسي و اجتماعي است. ادامه اين حركت مي تواند به جذب كامل كشور مستعمره در كشور استعمارگر بيانجامد.

اعمال سياست جذب از طرف استعمارگران بر مستعمرات

الگوریتم رقابت

در اين بخش به بررسي چند مورد از مستعمرات كشورهاي استعماري و رفتار متقابل آنها نسبت به هم مي پردازيم و سعي بر آن است تا با  دسته بندي اين رفتارها و با كشف نظم دروني آنها و در نهايت مدل سازي رياضي واكنش هاي متقابل مستعمرات و استعمارگران، اين پيديده ي پيچيده ي اجتماعي را در قالب يك الگوريتم بهينه سازي رياضي بريزيم.

 الگوريتم پيشنهادي 

شكل زیر  فلوچارت الگوريتم پيشنهادي را نشان  ميدهد. همانند ديگر الگوريتم هاي تكاملي، اين الگوريتم، نيز با تعدادي جمعيت اوليه تصادفي كه هر كدام از آنها يك “كشور ناميده مي شوند؛ شروع  مي  شود. تعدادي از بهترين عناصر جمعيت (معادل نخبه ها در الگوريتم ژنتيك) به عنوان امپرياليست انتخاب مي شوند. باقيمانده جمعيت نيز به عنوان مستعمره ،  در نظر گرفته مي شوند. استعمارگران بسته به قدرتشان، اين مستعمرات را با يك روند خاص كه در ادامه مي آيد؛ به سمت خود مي كشند . قدرت كل هر امپراطوري، به هر دو بخش تشكيل دهنده آن يعني كشور امپرياليست (به عنوان هسته مركزي) و مستعمرات آن، بستگي دارد. در حالت رياضي، اين وابستگي با تعريف قدرت امپراطوري به صورت مجوع قدرت كشور امپرياليست، به اضافه در صدي از ميانگين قدرت مستعمرات آن، مدل شده است.

با شكل گيري امپراطوري هاي اوليه، رقابت امپرياليستي ميان آن ها شروع مي شود. هر امپراطوري اي كه نتواند در رقابت استعماري، موفق عمل كرده و بر قدرت خود بيفزايد ( و يا حداقل از كاهش نفوذش جلوگيري كند ) ، از صحنه رقابت استعماري ، حذف خواهد شد . بنابراين بقاي يك امپراطوري، وابسته به قدرت آن در جذب مستعمرات امپراطوري هاي رقيب، و به سيطره در آوردن آنها خواهد بود. در نتيجه ، در جريان رقابت هاي امپرياليستي، به تدريج بر قدرت  امپراطوري هاي بزرگتر افزوده شده و امپراطوري هاي ضعيف تر، حذف خواهند شد. امپراطوري ها براي افزايش قدرت خود، مجبور خواهند شد تا مستعمرات خود را نيز پيشرفت دهند. با گذشت زمان، مستعمرات، از لحاظ قدرت به امپراطوري ها نزديك تر خواهند شد و شاهد يك نوع همگرايي خواهيم بود. حد نهايي رقابت استعماري، زماني است كه يك امپراطوري واحد در دنيا داشته باشيم، با مستمراتي كه از لحاظ موقعيت، به خود كشور امپرياليست، خيلي نزديك هستند.

الگوریتم پیشنهادی

الگوریتم پیشنهادی

در ادامه به بررسی الگوریتم رقابت استعماری می پردازیم …

مجله اینترنتی چی گه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *