اگزیستانسیالیسم(هستی گرایی)

اگزیستانسیالیسم(هستی گرایی)

اگزیستانسیالیسم(هستی گرایی) یا خود گوهرگری اصطلاحی است که به کارهای فیلسوفان اروپایی مشخصی از اواخر سدهٔ نوزدهم و اوایل سدهٔ بیستم اعمال می‌شود . با وجود تفاوت‌های مکتبی عمیق اگزیستانسیالیست ها در این باور مشترک اند که اندیشیدن فلسفی با موضوع انسان آغاز می‌شود نه صرفاً اندیشیدن موضوعی . در اگزیستانسیالیسم نقطه آغاز فرد به وسیله آنچه «نگرش به هستی» یا احساس عدم تعلق و گم گشتگی در مواجه با دنیای به ظاهر بی‌معنی و پوچ خوانده می‌شود مشخص می‌شود.طبق باور اگزیستانسیالیست‌ها زندگی بی‌معناست مگر اینکه خود شخص به آن معنا دهد ؛ این بدین معناست که ما خود را در زندگی می‌یابیم، آنگاه تصمیم می‌گیریم که به آن معنا یا ماهیت دهیم همان‌طور که سارتر گفت «ما محکومیم به آزادی یعنی انتخابی نداریم جز اینکه انتخاب کنیم؛ و بار مسئولیت انتخابمان را به دوش کشیم . » بعضی مواقع اگزیستانسیالیسم با پوچ‌گرایی اشتباه گرفته می‌شود در حالی که با آن متفاوت است ، پوچ‌گرایان عقیده دارند که زندگی هیچ هدف و معنایی ندارد در حالی که اگزیستانسیالیست‌ها بر این باورند که انسان باید خود معنا و هدف زندگی اش را بسازد .

اگزیستانسیالیسم از واژهٔ اگزیستانس به معنای وجود بر گرفته می‌شود . سورن کی‌یرکگور را نخستین اگزیستانسیالیست می‌نامند ، میان «گزیستانسیالیسم بی‌خدایی» و «اگزیستانسیالیسم مسیحی» تفاوت هست . اگزیستانسیالیسم بی‌خدا اشاره به حذف هر گونه باورهای استعلایی ، متافیزیکی و دینی از اندیشه فلسفی اگزیستانسیالیستی دارد در حالی که اگزیستانسیالیسم  مسیحی ، گروهي از نوشته ها را توصيف مي كند كه رويكرد هستي گرايي فلسفي به الهيات مسیحی دارد. از میان شناخته شده‌ترین اگزیستانسیالیست‌های مسیحی می‌توان از سورن کی‌یرکگور ، گابریل مارسل ، و کارل یاسپرس نام برد .

 

اگزیستانسیالیسم

پس از جنگ جهانی دوم جریان تازه‌ای به راه افتاد که می‌توان آن را اگزیستانسیالیسم ادبی نام نهاد . از نمایندگان این جریان تازه می‌توان سیمون دوبووآر، ژان پل سارتر، آلبر کامو و بوری ویان را نام برد . اگزیستانسیالیسم توسط فردریش نیچه و سورن کی‌یرکگور، فیلسوفانی از قرن نوزده،  بطور واضح مطرح شد ، هر چند که در قرن‌های پیشین نیز پیشگامانی داشت . سقراط در تمام دوران اشتغال فلسفی خود این دو شعار را تکرار می‌کرد: «زندگی نيازموده، ارزش زیستن ندارد» و شعار دوم او این بود که «خود را بشناس» سؤال اول ماهیت فلسفه را روشن می‌نماید و سؤال دوم ماهیت فلسفه اگزیستانسیالیسمی را .

 

 

مجله اینترنتی چی گه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *