بیان عشق با دوبیتی هایی زیبا

بیان عشق با دوبیتی هایی زیبا

زوج ها معمولا به دنبال اشعار و دوبیتی هایی  ناب و زیبا هستند تا عشق شان را به همسرشان بیان کنند . دو بیتی  هایی عاشقانه  میبینید که سرشار از شور و احساس و عشق هستند.

دوبیتی های عاشقانه

دوبیتی های عاشقانه

جز نقش  تو در نظر نیامد ما را
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را
خواب ارچه خوشامد همه را در عهدت
حقا که به چشم ، در نیامد ما را

*

*

با چشمک یک ستاره عاشق شده بود
با ساده ترین اشاره عاشق شده بود
شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست
افسوس که او دوباره عاشق شده بود

*

*

با چشمک یک ستاره عاشق شده بود
با ساده ترین اشاره عاشق شده بود
شب رفت و ستاره اش به فردا پیوست
افسوس که او دوباره عاشق شده بود

*

*

به دریا شکوه بردم از شب دشت
وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت
به هر موجی که می گفتم غم خویش
سری میزد به سنگ و باز می گشت !

*

*

انکحت و زوجت ، دلم عاقد و شاهد

ای عشق شدم من به تو محرم ، بغلم کن

*

*

می خور که به زیر گل بسی خواهی خفت

بی مونس و بی رفیق و بی همدم و جفت

زنهار به کس مگو تو این راز نهفت

هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

*

*

پسندیدم تو را یک لحظه در خواب
شدم از دیدن روی تو بی تاب
چو فردا دیدمت گفتم : خدایا
عجب دسته گلی را داده ام آب !!!

*

*

ای عشق مرا به شطّ خون خواهی بُرد

چون قیس به وادی جنون خواهی بُرد

فرهاد صفت در آرزویی شیرین 

دنبال خودت به بیستون خواهی بُرد

*

*

من درد تو را ز دست آسان ندهم

دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم

از دوست به یادگار دردی دارم

کان درد به صد هزار درمان ندهم

*

*

ای کـــاش دلـــم اســیـــر و بــیـمار نبود

در بـــنـــد نــــگاه او گــــرفــتــار نــبـود

من عاشق و او زعشق من بی خـبر است

ای کــاش دل و دلــبــــر و دلـــدار نـبود

*

*

چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید اوردم

خود فرمودی که نا امیدی کفر است

فرمان تو بردم و امید آوردم

خواجه عبدالله انصاری

*

*

در مذهب عاشقان قرار دگر است

وین باده ناب را خمار دگر است

هر علم که در مدرسه حاصل گردد

کار دگر است و عشق کار دگر است

*

*

ای جمله بی کسان عالم را کس

یک جو کرمت تمام عالم را بس

من بی کسم و تو بی کسان را یاری

یارب تو به فریاد من بی کس رس

*

*

من مانده ام و شعر سرودن بی تو

از خواب غزل پلک گشودن بی تو

*

*

در بستر بی رحمی و خون زاده شدم

از اول عمر با جنون زاده شدم

خاکستریم .دست خودم نیست عزیز

ققنوسم از آتش درون زاده شدم

*

*

چشم مست تو عجب جلوه گه بیداد است

خم ابروی تو سرمشق کدام استاد است؟

خم ابروی تو را دیدم و رفتم به سجود،

صید را زنده گرفتن هنر صیاد است

*

*

کم نامه‌ی خاموش برایم بفرست

از حرف پرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می‌شوم در این تنهایی

لطفاً کمی آغوش برایم بفرست

*

*

در دفتر شعر من صدا پنهان است

یک رود پر از ستاره در جریان است

من در سر خود ابر زیادی دارم

جیب کلمات من پر از باران است

*

*

در وطن مثل غریبانم،نمی دانم چرا

روز و شب سر در گریبانم، نمی دانم چرا

هر که از روی دل جانم فدایش می کنم

مثل عقرب می زند نیشم، نمی دانم چرا

*

*

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان ترا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی

یک شکر از هزار نتوانم کرد

خواجه عبدالله انصاری

*

*

درخت غم بجانم کرده ریشه

بدرگاه خدا نالم همیشه

رفیقان قدر یکدیگر بدانید

اجل سنگست وادم مثل شیشه

*

*

ای بی تو زمانه سرد و سنگین در من!

ای حسرت روزهای شیرین در من!

بی مهری انسان معاصر در توست

تنهایی انسان نخستین در من!

میلاد عرفان پور

*

*

دیشب باران قرار با پنجره داشت

روبوسی آبدار با پنجره داشت

یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

چک چک، چک چک، … چکار با پنجره داشت

قیصر امین پور

*

*

دلبرم اندر خیالم خود نمایی میکند

در فراقش ای دل من بینوایی میکند

او برفت و پشت پا زد بر دل و دنیای من

کار دل را بین که بهرش بیقراری میکند

*

*

دلم تنگ است امشب بهر زاری

به روی موج گریه تک سواری

صفای گریه ای در خلوتم را

نمی بخشم به سال خنده داری

*

*

کم زندگی مرا نمایش بدهید

تابوت برای من سفارش بدهید

باید بروم گور خودم را بکنم

لطفآ دو سه سطر مرگ را کش بدهید

………………………………………………………………….

سردم شده است و از درون می سوزم

حالا شده کار هر شب و هر روزم

تو شعر مرا بپوش سرما نخوری

من دکمه ی این قافیه را می دوزم

*

*

بیهوده در اضطراب ماندیم همه

در تاب و تب و عذاب ماندیم همه

این ساعت زنگ خورده هم زنگ نزد

عشق آمد و رفت و خواب ماندیم همه

*

*

با دیدن تو دست و دلم می لرزد

زیبایی تو چقدر وحشتناک است

انگار که چاره ای ندارم دیگر

دختر!پدر تو بود چوپان می خواست؟

*

*

من آمده ام که با تو راهی بشوم

آنی که تو از دلم بخواهی بشوم

دریا بغلم کن! بغلم کن دریا!

می خواهم از این به بعد ماهی بشوم

………………………………………………………………….

در اوج یقین اگر چه تردیدی هست

در هر قفسی کلید امیدی هست

چشمک زدن ستاره در شب، یعنی

توی چمدان ماه خورشیدی هست

امیدوارم از این دوبیتی ها خوش تون اومده باشه . در پست های بعدی غزل های زیبای عاشقانه رو قرار خواهم داد.

مجله اینترنتی چی گه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *