توپ تحویل سال | توپ مروارید

توپ تحویل سال | توپ مروارید

توپ تحویل سال | توپ مروارید که زمانی وظیفه اعلام تحویل سال جدید را داشت،حالا در گوشه ای دور از چشم،خاموش مانده است. نادیده های یک شهر همیشه خیابان ها یا موزه ها نیستند؛گاهی یک شئ چنان در خاطر جمعی آدم ها ثبت میشود که می‌تواند نادیده ای به یادماندنی باشد.«توپ مروارید» هم یکی از همین یادگار هاست که برای سالهای زیاد نوید آمدن عید را به تهرانی ها می‌داده است. گرچه از گذشته و حال این شئ اطلاعات دقیقی در دست نیست و دیگر صدای شلیک آن را در پایتخت نمی شنویم،اما هنوز هم نام آن برای بسیاری از مردم با آمدن عید نوروز گره خورده است.توپ زیبا و تزیین شده پایتخت که در روزگاری دور تهران را به نوروز وصل می کرد، حالا به ساختمان وزارت امور خارجه منتقل  شده است.توپی که زمانی مردم برای دیدنش از سراسر پایتخت به میدان ارگ می‌آمدند حالا مدت هاست که بازدید کننده ندارد اما هنوز هم به رسم گذشته هنگام تحویل سال چه تلویزیون،چه رادیو،از صدای آن برای اعلام آمدن سال نو بهره می برند.توپ مروارید زمانی برای خودش بروبیایی داشت؛امیرکبیرماموریت تحویل سال را به او داده بود و برخی زنان خرافاتی تهران، از او انتظار روا شدن حاجت شان را داشتند.دوره قاجار که به اتمام رسید،رضاخان این‌ توپ را که زمانی در شمال میدان ارگ(میدان امام خمینی فعلی) و پس از آن در کنار دروازه ارگ قرار داشت به داخل میدان مشق در نزدیکی محل اولیه اش برد.

توپ جنگ ندیده

آخرین دروازه ی پایتخت از گذر سال ها و شهردارها رد شده است وهمچنان از میدان مشق تهران حفاظت می‌کند.توپهای نقش شده بر این دروازه که«سردر باغ ملی» نام دارد آدم را به یاد خاطره «اعتماد السلطنه»از تحویل سال ۱۲۶۳ خورشیدی می اندازد درست مثل همین سال،آن سال هم سال «میمون» بود و برخلاف امسال که سال نو ساعت هشت۸ صبح تحویل شد، تحویل سال در نیمه شب بوده است.اعتماد السلطنه احتمالاً با شنیدن صدای توپی که حالا درون یکی از ساختمان‌های این میدان قدیمی قرار دارد.در دفتر خاطراتش نوشت:«جمادی الاول سنه ۱۳۰۱ هجری امروز یک ساعت و چهل دقیقه از دست گذشته،با شلیک چند توپ تحویل حمل شد.سلام عید هم مانند هر سال در اتاق موزه برگزار شد..» مردم هم پای سفره های هفت سین ساده شان،گوش به زنگ صدای توپی بودند که وقتی در می شد، یعنی «حمل» جایش را با«حوت» عوض کرده است.توپی که به جای میدان جنگ در میدان ارگ تهران شلیک می‌شد و امروز یکی از نادیده های پایتخت است.از آن سالی که رضاخان برای خیابان کشی های تازه،توپ مروارید را از جای اصلی در ارگ جابجا کرد و به همین میدان مشق آورد افراد کمی هستند که آن را دیده باشند.در محله قدیمی توپ مروارید، بعدها ساختمان رادیو ایران را ساختند که در سفره هفت سین هم جای آن را بگیرد و مردم گوش به صدای رادیو باشند که تحویل حمل را با صدای مصنوعی توپی که معلوم نیست کجا هست پر کنند. توپ مروارید به باشگاه افسران نظامی آمد همان جا ماند تا پس از انقلاب که این ساختمان وزارت امور خارجه شد.

توپ تحویل سال

توپ تحویل سال

از نوروز به خرافه

منابع تاریخی می‌گویند توپ مروارید برای سال ها در ارگ تهران قرار داشت.مردم تهران باور داشتند که این توپ فلزی بزرگ مانند الماس های «کوه نور» و «دریای نور» غنیمت جنگی نادر شاه افشار از هند بوده است. برخی هم می گفتند این توپ جزء اموال سپاه کریم خان زند بوده که به تهران آمده و در ارگ مستقر شده است.نقل قول های دیگری هم از آمدن این توپ به تهران اینطور به تهران وجود داشت،اینکه توپ معروف پایتخت در زمان شاه عباس صفوی در جنگ با پرتغالی ها غنیمت گرفته شده و بعد به نادرشاه کمک کرده تا دهلی را بگیرد و بعد دست به دست شده تا به کریم خان زند رسیده و همراه با آقا محمد خان قاجار به تهران آمده است. بر خلاف نظر همه این افراد،می ‌توان به کتیبه حک شده بر خود این توپ نگاه کرد و فهمید که توپ مروارید نه جزیره هرمز و شاه عباس را دیده،نه در رکاب نادر جنگیده ،نه کریم خان را در شیراز دیده و نه حتی بنیان گذار خود قجرها را.تاریخ حک شده بر بدنه خود توپ مروارید نشان می دهد که این توپ مفرغی جنگی، در سال ۱۲۳۳ قمری (۱۱۹۷خورشیدی)یعنی در دوران فتحعلی شاه ساخته شده است.این طور که می دانیم «استاد اسماعیل ریخته گر»به فرمان «عباس میرزا»نایب السلطنه، آن را در کارخانه توپ سازی که در قورخانه تهران راه افتاده بود، ساخته است.البته دلیل این موضوع را که چرا نام این توپ جنگی را مروارید گذاشتند،اطلاع دقیقی نداریم.می گویند این نام به خاطر رشته مرواریدی که دور دهانه توپ بسته شده بود به آن داده شد.

تا جایی که از منابع تاریخی به دست ما رسیده می دانیم که توپ تحویل سال ( توپ مروارید) را بعد ازگسترش ارگ تهران، همراه با توپ های دیگر درمحوطه بزرگی در شمال ارگ گذاشتند که برای سال ها محل مشق نظام هم بوده است.نام این میدان بزرگ را به خاطر توپ های متعددی که روی یک پل قرار گرفته بودند،«توپخانه» گذاشتند،می گویند در میان این توپ‌ها ظاهراً مروارید از همه بزرگتر و باشکوه تر بود و همین شکوه هم باعث شد تا مردم تهران برای آن افسانه سرایی کنند.« ناصر نجمی» در کتاب «تهران قدیم»به بست نشستن گناهکاران و مقصرین زیر چرخ های توپ مروارید اشاره میکند؛ رسمی که با رسیدن امیرکبیر به صدارت متوقف شد.امیرکبیر دستور داد تا همه توپ های توپخانه را جمع کنند و به قورخانه منتقل کنند. در این میان؛تنها توپ مروارید بود که به کنار دروازه ارگ برده و در آنجا مستقر شد.این توپ وظیفه مهمی پیدا کرد؛ شلیک هفت گلوله برای آغاز سال،تا تحویل سال را به همه شهر اطلاع دهد.از همین جا بود که توپ مروارید تبدیل به یکی از نمادهای تهران شد.توپی که قرار بود روزگاری دلاورانه از مردها مرزها دفاع کند،در اعیاد خاص؛ به خصوص چهارشنبه سوری و نوروز دورر تا دورش شلوغ می‌شد و پر ولوله؛دور این ولوله ها خرافاتی هم شکل گرفته بود که احتمالاً از همان بست‌نشینی گناهکاران در کنارش ریشه گرفته بود،اینکه نشستن کنار توپ،حاجت زنان را برآورده می کند، اینگونه بود که توپ مروارید پر شد از پارچه هایی که از هر جایش آویزان بود و دور تا دورش زنانی به چله می نشستند که یا شوهر نکرده بودند یا بچه شان نمی شد.توپی که قرار بود اعلام کننده سال نو باشد،در شب های چهارشنبه سوری به شی ای خرافاتی بدل شد که زنان از زیر لوله اش می گذشتند تا حاجت روا شوند.

با  برداشتن توپ مروارید از میدان ارگ باشگاه افسران نظامی سابق و ساختمان شماره هفت وزارت امور خارجه فعلی، شد خانه ی همیشگی اش. توپ بزرگی که روزی چشم خیلی ها به آن بود، حالا نادیده پایتخت شده اما صدایش هنوز هم در صدا و سیما،اعلام کننده لحظه تحویل سال است.

توپ سال

توپ تحویل سال

مأمن توپ نوروز

سال هاست که صدای شلیک توپ،با آمدن سال نو پیوند خورده است و مردم این صدا را از تلویزیون یا رادیو می‌شنوند.در پایتخت دوره قاجار،این وظیفه به عهده یک ابزار جنگی قرار گرفت.توپ مروارید قرار بود لحظه تحویل سال را از میدان قدیمی تهران یعنی ارگ اعلام کند.پیش از این کار،وجود آن در شمال میدان ارگ باعث شد تا مردم نام محل قرار گیری اش را«توپخانه» بنامند؛همان جایی که بعدها به دستورامیرکبیر میدان بزرگی شدکه به همین نام معروف بود حالا میدان امام خمینی(ره) نام دارد.میدانی که هنوز هم یکی از مهم ترین میدان های تهران است.

منبع:ماهنامه ایرانشناسی

نویسنده:فرزانه ابراهیم زاده

مجله اینترنتی چی گه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *